السيد محمد حسين الطهراني
81
معاد شناسى (فارسى)
بر آوريد ! و در عفو و تخليص او بذل مرحمت و توجّهى كنيد ! و در حقيقت ، شفيع موضوع ديگرى را كه مستلزم حكم جديدى است پيش مىآورد و بر اساس آن موضوع تقاضاى عفو مىكند . و آن موضوع ساختهء تحكيم بعضى از عوامل مربوط به مورد است ، كه در رفع عذاب و كيفر سخت شخص مجرم مؤثّر است ، كه آن عوامل بر عامل ديگرى كه سبب وجود حكم و ترتّب پاداش و كيفر است حاكم مىگردد . و مراد ما از اين تحكيم و حكومت ، آنست كه موضوع مورد حكم اوّل را از جاى خود بر مىدارد و آن را داخل در تحت موضوع حكم ديگرى قرار مىدهد ، كه آن عفو و اغماض و غفران است . و بنابراين حكم اوّل كه مجازات است بر موضوعش جارى نمىشود ، به جهت آنكه اين مورد از مصاديق موضوعيّت موضوع خارج شده است ، نه آنكه شامل آن موضوع مىشود و بعد از شمول بطور تضادّ ، حكم او را ابطال مىكند ؛ مانند ابطال اسباب متضادّه در طبيعت كه بعضى حكم بعضى ديگر را به معارضه و غلبه در تأثير باطل مىكنند . شفاعت ، تضادّ با حكم مجازات ندارد بلكه حاكم بر آن است پس حقيقت شفاعت تضادّ و تصادم و تزاحم نيست ، بلكه واسطه قرار گرفتن در رسانيدن نفع و يا در بر طرف كردن ضررى است از روى موضوع بر اثر طريان و جريان عنوان تازه اى كه روى آن موضوع وارد شده است و بالنّتيجه موضوع را از عنوان حكم مجازات خارج كرده و در تحت عنوان حكم غفران و گذشت در آورده است .